سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

38

قواعد السلاطين ( فارسى )

طيّبين و طاهرين بر سر چار بازار استعداد به هم رساند ، و شيوهء فخريّهء سكاكى « 1 » در لباس خويشتن‌فروشى بدين طرز از خود رفع نمايد ، و به كار نامه‌پردازى پرگار انديشه بر كار نقش بديع و معنى رنگين در صورت حرف و صورت « 2 » عيان نموده ، باغ رياض حيات را به امداد زلالى سرچشمهء مدام مداد ، و آبيارى خامهء استعداد ، سرسبز و شاداب سازد و از مبادى مرتبهء عقل هيولايى به مدد [ 8 ] تقويت مبدأ فيّاض خرد در صدد اين معنى درآيد كه تملّك ملكهء عقل مستفاد از درجهء قوّت به پايهء فعل آورد ؛ لاجرم در درآمد عنفوان جوانى كه بهار نيكويى سالهاى زندگانى است ، عمرى رأس المال عمر گرانمايه در سر كار رياضت فنون حكمى و تتبّع اصول و فروع طبيعى تا فنّ الهى صرف كرده ، به قدر نصاب خرد بالغ الانتصاب نصيبى برداشته ، گاه‌گاه از راه شكفتگى غنچهء خاطر دلگير به بستان استعداد به سركارى نسيم مهبّ فيوضات الهى به اوج كمال رسيد ؛ پس بايد كه انسان خود را معطّل نگذاشته ، از تيه باديهء سراب ظلمات به سلسبيل آب حيات رسانيده ، به شاهباز مقدّسان ملأ اعلى اتّصال يابد كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 3 » و خود را از جرعهء شراب ناب معقول و منقول سرخوش سازد تا كه داخل سالكان مسالك طريقت و مؤسّسان قواعد شريعت و حقيقت گردد ، و مزاولت امور جسمانى ، و استعمال اسباب معاش در دنيا به قدر ضرورت و كفايت حاجت بر فضيلت و حكمت و رخصت شريعت كه « الدّنيا مزرعة الآخرة » « 4 » و « نعم المال الصّالح للرّجل الصّالح » « 5 » استحسان يافته ، بلكه واجب و فرض گشته به نصّ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا « 6 » و

--> ( 1 ) . شايد : شكّاكى . ( 2 ) . كذا درس . شايد : صوت . ( 3 ) . بقرة / 30 . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 67 ، صص 225 - 352 . ( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 69 ، ص 59 ، ج 70 ، ص 62 ؛ مجموعة ورّام ، ج 1 ، ص 158 . در منابع ياد شده « للعبد الصالح » آمده است . اين حديث به لفظى كه در متن آمده ، در برخى از منابع آمده ، ر . ك : فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، صص 567 - 568 . ( 6 ) . قصص / 77 .